جنگ تجاری بین چین و آمریکا به یکی از پیچیدهترین و فراگیرترین بحرانهای اقتصادی و ژئوپولیتیک دهه اخیر تبدیل شده است. این تقابل اقتصادی نه تنها بر روابط دوجانبه دو ابرقدرت تأثیر گذاشته بلکه بازارهای جهانی، تجارت بینالمللی و حتی سیاستهای داخلی کشورهای مختلف را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در این پست با تحلیل دقیق ابعاد مختلف جنگ تجاری، به بررسی اثرات کوتاهمدت و بلندمدت آن بر اقتصاد جهانی و بازارهای مالی میپردازیم.
دلایل و انگیزههای جنگ تجاری
چین با رشد سریع اقتصادی و اجرای پروژههایی مانند «یک کمربند، یک راه» به سرعت به چالشی برای آمریکا تبدیل شد. سیاستگذاران آمریکایی، افزایش نفوذ اقتصادی چین در آسیا، آفریقا و اروپا را تهدیدی مستقیم برای موقعیت جهانی خود میدانند. پیشرفتهای چین در فناوریهای نوین مانند شبکه اینترنت قوی و هوش مصنوعی، زنگ خطر را برای آمریکا به صدا درآورده است. تحریم هواوی به بهانه تهدید امنیت ملی، نمونهای از واکنش آمریکا به قدرتیابی فناوری چین است. آمریکا در سالهای اخیر با کسری تجاری چندصد میلیارد دلاری در برابر چین مواجه بوده است. دولت ترامپ هم سیاستهای تعرفهای را برای کاهش این کسری اعمال کرد. دولت چین به صنایع خود یارانههای گستردهای اختصاص داده است که رقابتپذیری کالاهای چینی را افزایش داده است. آمریکا ادعا میکند که چین از طریق سرقت فناوری، مزیت رقابتی خود را افزایش داده است. به همین دلایل آمریکا در چند مرحله، تعرفههای سنگینی بر واردات از چین وضع کرد که شامل کالاهایی مانند فولاد، آلومینیوم، محصولات الکترونیکی و نساجی بود. افزایش هزینههای تولید برای شرکتهای آمریکایی که وابسته به زنجیره تأمین چینی بودند هم زنگ خطری برای تولیدات آمریکا بود چین نیز در مقابل، تعرفههای متقابل بر کالاهای آمریکایی از جمله محصولات کشاورزی، خودروها و انرژی اعمال کرد. به همین دلیل صادرات محصولات کشاورزی مانند سویا به شدت کاهش یافت. در ادامه دولت آمریکا قوانینی وضع کرد که سرمایهگذاریهای چینی در بخشهای حساس مانند فناوریهای پیشرفته را محدود کند و شرکتهایی مانند هواوی از دسترسی به فناوریهای آمریکایی محروم شدند که سبب شد بسیاری از شرکتهای فناوری جهانی مجبور به تجدیدنظر در همکاریهای خود با چین شدند. این افت صادرات به آمریکا موجب کاهش نرخ رشد اقتصادی چین شد و افزایش هزینه مواد اولیه به کاهش سوددهی شرکتهای آمریکایی انجامید و باعث شد بسیاری از کشورها که در زنجیره تأمین جهانی نقش داشتند، تحت تأثیر این جنگ تجاری قرار گرفتند. همچنین بورسهای جهانی با هر خبر جدید از جنگ تجاری دچار نوسان شدید میشدند و سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امن مانند طلا رفتند. افزایش نااطمینانی باعث شد که سرمایهگذاران به سمت خرید طلا حرکت کنند و در اوج تنشها، قیمت طلا به بالاترین سطوح تاریخی خود رسید.
اگر توافقی بین این دو قدرت بزرگ اقتصادی صورت بگیرد میتواند به ثبات بازارها و بازگشت سرمایهگذاریها منجر شود و کاهش تنشها ممکن است راه را برای همکاریهای بیشتر در فناوریهای جدید هموار کند.
اما در صورت افزایش تنش، ممکن است دو کشور بهطور کامل از یکدیگر جدا شوند و امکان شکلگیری دو بلوک اقتصادی متضاد، با محوریت چین و آمریکا، دور از انتظار نیست.
حال این جنگ تجاری چه تاثیراتی روی بازارهای ایران و حوزه خلیج فارس دارد؟
ایران به عنوان شریک راهبردی چین در پروژه «یک کمربند، یک راه»، میتواند از کاهش روابط تجاری چین با آمریکا بهرهمند شود. در صورت کاهش خرید نفت آمریکا، ایران میتواند بازار خود در چین را تقویت کند. البته همکاری نزدیک با چین ممکن است به افزایش تحریمها و فشارهای بینالمللی منجر شود. حتی با کاهش تقاضای جهانی نفت، قیمتها ممکن است کاهش یابد و درآمدهای نفتی ایران تحت تأثیر قرار گیرد. اما عربستان سعودی و امارات که از صادرکنندگان بزرگ نفت به چین هستند، با کاهش رشد اقتصادی چین متضرر میشوند و برخی پروژههای زیرساختی در این کشورها تحت تأثیر کاهش سرمایهگذاری چین قرار میگیرند.
همچنین با این تنش ها قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین میتواند در حوزههای نفت، گاز، پتروشیمی، زیرساختها و حملونقل تحولآفرین باشد و در صورت تحریم نفتی آمریکا، چین میتواند همچنان نفت ایران را بخرد. با کاهش صادرات کشاورزی آمریکا به چین، ایران میتواند محصولات خود مانند پسته، زعفران و خرما را نیز عرضه کند. چین حتی به عنوان بزرگترین مصرفکننده مواد خام، میتواند بازار مهمی برای صادرات محصولات معدنی ایران باشد.
اما این فرصت های احتمالی تهدید های احتمالی هم به همراه خواهد داشت! هرگونه همکاری استراتژیک ایران با چین ممکن است به تحریمهای ثانویه بیشتر از سوی آمریکا منجر شود. اگر چین به دلیل کاهش رشد اقتصادی، خرید نفت خود را کاهش دهد، اقتصاد ایران نیز آسیب خواهد دید.
بنابر این ایران باید بازارهای جدیدی در آسیا، آفریقا و اروپا برای صادرات نفت و گاز پیدا کند تا وابستگی اقتصادی کمتری به چین داشته باشد. همچنین توسعه بخش کشاورزی و صنعتی میتواند تنوع سبد صادراتی ایران را افزایش دهد. در ادامه توسعه صنایع دانشبنیان و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در نتیجه جنگ تجاری بین چین و آمریکا بهعنوان یک بحران پیچیده اقتصادی و ژئوپولیتیک، تأثیرات چندجانبهای بر بازارهای جهانی و منطقهای دارد. برای ایران، این جنگ هم فرصتها و هم تهدیدهایی به همراه دارد. در حالی که تقویت همکاری با چین میتواند به رشد اقتصادی کمک کند، اما فشارهای تحریمی آمریکا نیز میتواند مشکلات جدی ایجاد کند. به همین دلیل، استراتژی متنوعسازی اقتصادی و گسترش بازارهای صادراتی از اهمیت ویژهای برخوردار است.
نوشته شده توسط محمد براری تحلیلگر تیم اینوسلو
در بخش تازه ترین تحولات بازار، با بازارهای مالی همراه باشید، بدانید چه اتفاقی در حال روی دادن است و چه چیزی بر بازارها تأثیر می گذارد. بر این اساس، محرک های بازار و روند آن ها را تحلیل کنید و استراتژی های معاملاتی خود را بسازید.